تبلیغات
دنیای مطالب طنز ...♬♪...☂ - مطالب ♥جوک♥
ﮊﺍﭘﻨﯿﻪ برای تست انعکاس صدا ﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ:
ﭘﯿﮋﺍﻧﻠﯿﻮﮐﺎﺭﯾﭙﻨﺪﻭﺍ ﺍﻭﮐﻮﻣﯿﻨﺪﺭﯾﻪ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﮐﻮﻫﻪ ﻣﯿﮕﻪ بمیرى الهى، ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻮ !!!!!!!

****************

میگن تو بهشت

یه ظرف بزرگ سیب زمینی سرخ کرده میزارن جلوت

هربار که بر میداری

یه فرشته دستتو ناز میکنه میگه

زیاد درست کردم، واسه خورشت هم نیس

با خیااااااااااال راحت بخور 

****************

تعدادی استاد دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اونا رو توی یک هواپیما

نشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که:

این هواپیما ساخت دانشجوهای شما ست ..!

وقتی اساتید این خبرو شنیدن همه از دم اقدام به فرار کردن!

همه رفتن به سمت در خروجی جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود ..!

پرسیدن : چرا نشستی؟ نگو که نمی ترسی

استاد با خونسردی گفت :

اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای من باشه عمرا اگه روشن بشه 

****************

مراحل خوابیدن
۱.خارج شدن از تلگرام
۲.خاموش کردن لامپ
۳.رفتن به دستشویی و مسواک زدن
۴.رفتن به تخت
۵.باز کردن تلگرام
۶.خروج از تلگرام
۷.ورود به لاین
۸.خروج از لاین
۹.رفتن به دستشویی
۱۰.رفتن به تخت
۱۱.ورود به تلگرام
...
...
...
...
۹۹۸.بدبخت شدم! صبح شد 

****************

دختره سر کلاس گوزید
هول شد گفت:
ساعت چنده؟!!!




یه پسره دیوث از ته کلاس گفت:
شما مگه برای ساعت چند کوک کرده بودید....... 

***************

امروز دوستم میگف شبا برا اینكه موقع بازوبسته كردن دره دستشویی صدا ایجاد نشه درو نمی بندم!!!
لامپم روشن نمیکنم
















دیشب نصف شب رفتم دستشویی غرق در فكرو اندیشه بودم كه یهو بابام اومد...

سرپایی شاشید رو منو رفت
میفهمیییی 

****************

با،بابام رفتیم پالتو بخریم دونه دونه رنگاش وطرح هایی که بود رو پوشیدم میام جلوش یه چیزی میگه



مشکی:مگه بابات مرده!!!


سفید:مگه عروسی؟؟


نارنجی:رفتگرشهرداری………!!!!!


صورتی:خرس گنده خجالت نمیکشی مگه بچه ای……!!!؟


قرمز:شنل قرمزی،شمر!!؟؟؟؟؟


خاکستری:مگه فیلی؟؟!!!؟؟


راه راه مشکی سفید:شبیه گورخرمیشی!!!!


سفید لکه های دایره ای مشکی:مگه گاوی!!؟؟


سفید آستین های مشکی:فتوکپی پنگوئن شدی……!!

دور گردنش خز داشت:چقدر شبیه شترمرغ بودی من نمیدونستم؟؟!!؟؟


ساده ی کوتاه:همینم مونده دخترم کوتاه بپوشه………


ساده ی بلند:شبیه جادوگر شهر اُز شدى……!!

اومدیم خونه میگه سلیقه ام نداری اینهمه پالتو هیچکدوم رونخریدی……!!!!!!

*****************

آیا میدانستید اگر روده انسان پیچ در پیچ نبود باده معده در سر این پیچ ها سرعتش گرفته نمیشد چه اتفاقی می افتد؟باد معده با سرعتی نزدیک به 160 کیلومتر در ثانیه خارج میشد یعنی در هنگام گوزیدن 76 متر به جلو پرتاب میشدید


.
.
.
نخند مطلب علمیه

***************

هر روز صبح عكس شکیرا رو میذارم روبروم میگم از امروز هیچ چی نمیخورم تا این هیکلی بشم !!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
لامصب میز غذا رو كه میبینم میگم مگه هایده چشه؟
به این خوشگلی و جذابی 

***************

علت طولانی بودن صحبت خانم ها



حنانه رو میشناسی خواهر فاطمه دختر خاله نوره که میشه زن پدر شوهر مریم دختر نسرین خواهر محمد پسر اشرف همسایه سپیده دختر منیره !!

نه نمیشناسمش...!!

ای بابا حنانه که دیدیمش تو عروسی ندی دختر محمد که باباش میشه دایی منیره و خواهرش پسر عمشونو گرفته مادربزرگش و مادربزگ ساره دختر کلثوم میشن دختر خاله

اهاااا چش شده ؟؟

لاغر شده 

***************

بابایی دست و پاش شکست.
پرسیدم: چرا دست و پات شکست؟
گفت: شیر خوردم.

گفتم: شیر بخوری که نباید دست و پات بشکنه!
گفت: آخه وسط شیر خوردنم گاوه نشست. 

***************

تا حالا دقت کردین بعد از ی دعوای مفصل خانوادگی همه زل میزنن ب تلوزیون خاموش؟ 

***************

امروز زلزله شد دختر همسایه با زیر شلواری را را ابی بدون ارایش پرید بیرون


بس که خندیدم تشنج کردم الانم بیمارستانم دکتر میگه ی لبخند کوچولو بزنی میمیری

برام دعا کنین

**************

 وقتی داری به آینده ات فکر میکنی.......
.
.
.
.

یکمم به اونی که پشت در دستشویى داره زمینو چنگ میزنه فکر کن 

**************

من نمیفهمم چرا


.
.



.
همیشه دخترای
اون ور خیابون خوشگل تر از اینورن!!!!!!
لامصب آخرش ماشین له مون میکنه ازبس این ور اون ور میریم

***************

زنی از خدا گلایه کرد که چرا دیه زنها کمتر از مردهاست.؟؟؟
مگر زنها چه گناهی دارن؟









ندا آمد بیچاره من طرفدار شما هستم.
اگر تو بمیری، ۶۰ میلیون به شوهرت میرسه. ولی اگه اون بمیره ۱۲۰ میلیون به تو میرسه میتونی کلی خرید کنی....

من الان قشنگ قانع شدم!
شمارو نمیدونم 

***************

رﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻗﺼﺎﺑﯽ ، ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺷﻠﻮﻍ ﺑﻮﺩ …
ﻗﺼﺎﺑﻪ ، ﮔﻮﺷﺖ ﻫﺮ ﮐﯽ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﺪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ
ﺻﺪﺍﺵ ﻣﯿﺰﺩ
ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ ﮐﯽ ﺑﻮﺩ ؟
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﯿﺎ ﺟﻠﻮ !!!!!
ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﻡ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ ؟؟؟
ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ﮔﺎﻭﻡ !!!
ﺩﯾﻮﻧﻪ خونه بود

 تقدیم به شما :)

البته میدونم که خیلی آپ نمیکنم ولی اینکه شما بخونین و یکم بخندین خوشحالم میکنه :)



طبقه بندی: ♥جوک♥،

تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394 | 06:01 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

غضنفر در گوش راننده پچ پچ میکرده.میگن چی میگه؟
راننده میگه:بابا دیونم کرده میگه چپ کن بخندیم!
.
.
.
چیز چیست ؟
کلمه ایست شگفت انگیز در زبان فارسی که میتواند جایگزین تمـــام کلمات دیگر شود ؛
زمانی که طرف کم می آورد از آن کلمه در جمله اش استفاده میکند ؛
به مثال های زیر توجه کنید :
چیز اینو کجا گذاشتی ؟
خواستم خدایی نکرده یه وخ چیز نشه …
برو پیش فلانی چیز کن !
.
.
.
بدون زشتی، زیبایی معنی نداره
بدون نفهمی، فرزانگی معنی نداره
میبینی؟ دنیا به تو احتیاج داره !

.

.

.

پلیسه به یارو میگه :

گواهینامه داری؟

میگه :

بزار داشبورد رو ببینم شانس بیاری که داشته باشم ، کارت راه بیفته !

.

.

.


ادامه مطلب

طبقه بندی: ♥جوک♥،

تاریخ : یکشنبه 14 آبان 1391 | 05:28 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

بدترین و عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی:

مهمونا در حال رفتن هستن و یــــــــــــــــهو
بابام: حالا شام میموندین یه چیزی دور هم میزدیم
مهمون: نه دیگه زحمت نمیدیم ولی حالا که شما میگی بـــــــــــــاشه

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com




طبقه بندی: ♥جوک♥،

تاریخ : یکشنبه 29 مرداد 1391 | 09:45 ق.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات
اگر گوشی موبایل در زمان نیوتون اختراع شده بود، عمرا پیشرفت های علمی رخ میداد!

ا




طبقه بندی: ♥عکــــــــــس♥، ♥جوک♥،

تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1391 | 10:39 ق.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

جوک جدید

.

.

.


به علت گرانی و بالا رفتن قیمت جوراب،

بانک مرکزی به مناسبت روز مرد ( روز پدر )

کارت های آفرین صد آفرین هزار و سیصد آفرین ،

همسر خوب و نازنین چاپ کرد!

.

.

.

.

امروز ماشین نداشتم!!!


سوار یه سیستم صوتی شدم طرف روش پراید بسته بود!!!


.

.

.

.

مـــن در بـــرخـــی از امتــــحاناتم مـــــردود شـــدم

امـــا دوستــــم تـــمام درســــهایش را بـــا مـــــوفقیت گــــذراند.

اکنــــون او یــــک مهنــــدس در شـــــــــــرکت

مایـــــــــــکروســــافت اســــت و مــــن فـــقـــــط . . . .

مـــــــــالک مـــــــــایکروســافت هســـــــــتم. (بیـــــل گیــــتس)
.

.

.

.


دارم مسواک میزنم بابابزرگم دندون مصنوعی ش رو آورده

گذاشته تو جیبه پیرهنم میگه یه دستی هم به دندونا ما بزن:

| فک و فامیله داریم؟

.

.

.

.

همتون تنهایین…همراه اول دروغ میگه!! . . . . . ایرانسل

.

.

.

.
دیشب به قلبم گفتم: شب‌ها خواب به چشمِ من نمی‌‌آید قلبم گفت :



از بس که بعد از ظهر‌ها می‌خوابی، بیخودی ادای عاشقارو در نیار

.

.

.

.

کی گفته دخترا نمیتونن پارک دوبل برن؟


صبح یه دختر یدونه پارک دوبل خفن رفت


و به طرز زیبایی رفت تو…
.
.
.
جوب

.




طبقه بندی: ♥جوک♥،

تاریخ : جمعه 6 مرداد 1391 | 01:20 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

جک تصویری

گاهی داستان این کرگدن، حکایت حال ما میشود؛
البته ما شاخی جلوی چشمانمان نداریم که همه جهان را در دو سوی یک شاخ ببینیم
اما ذهنمان پر است از پیشفرض ها و پیش داوری ها…

همه ما تصور می کنیم که بی طرفانه قضاوت می کنیم و منطبق با واقع…ا
مثلِ همین کرگدنِ رئالیست!
مثل او تصور می کنیم، که میانِ همه جهان شاخی است زیبا و جهان دو نیمه است:

نیمی این سوی شاخ، نیمی آن سوی شاخ!
غافل از اینکه به ذهنمان عینکی است، نادیده!
عینکی که پیش فرض های ذهنمان در جلو چشم هایمان قراره داده.
سخت است کنار گذاشتن پیش فرض ها و دیدن آن چه واقعیت دارد




طبقه بندی: ♥طنز تصویری♥، ♥عکــــــــــس♥، ♥متن طـــــــنز♥، ♥جوک♥،

تاریخ : جمعه 29 اردیبهشت 1391 | 08:11 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه؟ ما یک عده ایرونی توی بهشت داریم که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! بجای پابرهنه راه رفتن کفش نایک و آدیداس درخواست میکنن. هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' یا 'ب ام و' یا 'تویوتا لکسوز' جائی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد!
آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقیه میفروشن. چند تاشون کوپن جعلی بهشت درست کردن و به ساکنین بخت برگشته جهنم میفروشن. چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت راه انداختن. یک سری شون حوری های بهشت را با تهدید آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شیتیلی میگیرن. بقیه حوری ها هم مرتب میگن ما رو از لیست جیره ایرانیها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شدیم و از ریخت افتادیم.
اتحادیه غلمان ها امضاء جمع کرده که اعضا نمیخوان به دیدن زنان ایرانی برن چون اونقدر آرایش کردن و اسپری مو و ماسک و موس و . . . به سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فیوزش سوخته در ضمن خانمهای ایرونی از غلمانها مهریه و نفقه میخوان. بعضی از اونها هم رفتن تو کار آرایش بقیه و کاسبی راه انداختن: موهاشون رو هزار و یک رنگ میکنن، تتو میکنن، ناخن میکارن و از این جور قرتی بازیها
هفته پیش هم چند میلیون نفر تو چلوکبابی ایرانیها مسموم شدن . چند پزشک ایرونی هم بند کردن به حوری ها که الا و بلا بیایید دماغاتونو عمل کنیم، گونه بکاریم، ساکشن کنیم و از این کلک ها . . .

خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیها هم مثل بقیه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نیست! برو یک زنگی به شیطون بزن تا بفهمی دردسر واقعی یعنی چی!!!

جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغام گیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بخش ایرانیان بفرمایید؟
جبرئیل میگه: آقا مثل اینکه خیلی سرت شلوغه؟
شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! میخوام خودمو بازنشست کنم. شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن!
تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!!
جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...
یک عده شون بازار سیاه مواد سوختی بخصوص بنزین راه انداختن.
چند تا پزشک ایرونی در جهنم بیمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبلیغ میکنن و این شدیدا ممنوعه.
چندتاشون دفتر ویزای مهاجرت به بهشت باز کردن و بلیت جعلی یکطرفه بهشت هم میفروشن.
یک سری شون وکیل شدن و تبلیغ میکنن که میتونن پیش نکیر و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجدید نظر بدن.
چند تاشون که روی زمین مهندس بودن میگن پل صراط ایراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم. دارن امضا جمع میکنن که پل باید پهن تر بشه.
چند هزار تاشون هم هر روز زنگ میزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس سفارتهای کانادا و آمریکا رو میپرسن چون میخوان مهاجرت کنن.
هر روز هزاران ایرونی زنگ میزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی و اورژانس جهنم رو میخوان.
الان ارباب رجوع داشتم میگفت ما کاغذ نسوز میخواهیم که روزنامه بیرون بدیم.
ببخش! من برم، بعدا صحبت میکنیم... چند تا ایرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و یخچال میفروشن... برم یه چماقی بچرخونم.




طبقه بندی: ♥متن طـــــــنز♥، ♥جوک♥،

تاریخ : سه شنبه 22 فروردین 1391 | 10:05 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

جکستان خنده

دانشنمدان متعقدند که مغز آدما فقط به اول و آخر کملات توجه مکینه برای هیمنه که تو تونستی این رو بخونی……….

حالا بگو چند تا کمله غلط بود ؟؟؟




طبقه بندی: ♥متن طـــــــنز♥، ♥جوک♥،

تاریخ : سه شنبه 16 اسفند 1390 | 06:34 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

جکستان جدید

شعر حماسی ر.ش.ت.ی

چون ایران نباشد به ت.خ.مم که نیست
روم جای دیگر وطن قحط نیست
اگر تن به تن ک.و.ن به دشمن دهیم
به از آن که خود را به کشتن دهیم

جکستان جدید
ر.ش.ت.ی.ه میره سربازی ، برادرش بهش نامه میده
سلام، ما برای تو خواستگاری رفتیم، زن گرفتیم ، خدا یک پسر بهت داده، اسمش کامبیزه
زنت خراب بود ، طلاقش دادیم ، مهرشو گذاشت اجرا، پلیسا دنبالتن، مواظب خودت باش .

جکستان جدید

طی مسابقه دو استقامت در ل.ر.ستان بدلیل منحرف شدن دوندگان از مسیر مسابقه مسئولان پس از ۶ ماه تلاش توانستند دوندگان را در حوالی یونان به ضرب گلوله متوقف و پیکر پاک آنان را به میهن اسلامی باز گردانند .

جکستان جدید

به غضنفر میگن: چی شد مامانت مرد ؟
میگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد…
میگن افتاد مرد ؟ میگه: نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکـ.ست افتاد.
بهش میگن اون موقع مرد؟؟
میگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد.
میگن:خوب این دفعه مرد ؟ میگه: نه بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد!
بهش میگن:حتماً ایندفعه مرد ؟
میگه:بازم نمرد، دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه، با تفنگ زدیمش

جکستان جدید




طبقه بندی: ♥جوک♥، ♥اس ام اس♥،

تاریخ : سه شنبه 16 اسفند 1390 | 06:33 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

طرز لباس خریدن پسران و دختران

پسر ها :
انتخاب کت . پرداخت پول . خارج شدن از پاساژ ( چون پسرا با کلاسن میرن پاساژ )
دخترها :
فروشنده : خب چه طور بود خانوم ؟
دختر : راستش این مانتو خیلی چاق نشونم میده... بی زحمت اون یکی مانتو رو بیارین.
فروشنده : کدوم مانتو ؟
دختر : او مانتو بالا زانوییه
فروشنده : دخترم او بلوزه
دختر : باشه اون مانتو رنگ کالباسی رو بدید
فروشنده : این یکی خوبه ؟
دختر : نه این یکی خیلی لاغر نشونم میده. اون یکی رو بدید رنگ لجنیه
فروشنده : خب خانوم حالا پسند کردید ؟
دختر : ای وای این یکی هم بلنده هم گشاده . لطفا یکم تنگ تر و کوتاه ترشو بدید ( فروشنده داره تو دلش فوش ... میده )
فروشنده : خب چی شد این یکی چه طوره ؟
دختر : نه اصلا من میرم شب با دوستم میام آخه اینجوری نمی تونم انتخاب کنم ................. ببخشید خدا حافظ
فروشنده : (تو دلش .. دختره نکبت......)




طبقه بندی: ♥متن طـــــــنز♥، ♥جوک♥، ♥مطالـــــــب دختر پسری♥،

تاریخ : چهارشنبه 3 اسفند 1390 | 04:44 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات
تاریخ : جمعه 7 بهمن 1390 | 12:20 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

bia2mob.net

رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه
(گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سیار غذاخوری ها و رستوران ها)



به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده ...... گفت : می خوای بری جایی؟ ... گفتم : بله پدر عزیزم
(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح)



به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟میگم اگه سختت میشه تو بگیرش من نردبون و میچرخونم



رفتم خونه سالمندان عیادت پدربزرگم,مسئول اونجا میپرسه:شمام اومدین عیادت؟میگم نه خونه سالمندان طلبیده اومدیم زیارت



بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟میگم...اگه شما صلاح بدونین
(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد احترام به بزرگتر)



رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ گفتم بله اومدیم خون بدیم. شما هم بفرمایید بساط لودگی تون رو جای دیگه پهن کنید. یارو همون جا به گریه افتاد و ابراز پشیمونی کرد.
(ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد نهی از منکر)



تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟میگم نون باشه بقیش مهم نیس



به مامانم میگم پول بده!!!میگه اونایی که دو روز پیش گرفتی چی شد؟؟نکنه همشو خرج کردی؟؟؟
تا اومدم بگم پـَـ ....زد تو دهنم,نذاشت حرف بزنم
من فقط میخواستم بگم پـَـَـس اندازشون کردم



ماه رمضونی 6 صبح رفتم تهران، 9 شب برگشتم خونه خسته و کوفته میپرسم مامان شام چی داریم؟
میگه گشنته ؟ چند ثانیه سکوت میکنم، چشامو میبندم و یه نفس عمیق میکشم . آروم و با طمانینه میگم : بله گشنمه
(ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد کظم غیظ )



نوزاده تو بغل مامانش گریه میکرده مامانه میگه قربونت برم گرسنته؟
بچه هه به اذن خداوند میگه پَ نَ پَ دارم برای گرسنگان و زلزله زدگان سومالی گریه میکنم
(واحد نفوذی پ نه پ)



رفتم سوپری گفتم یک نوشابه زرد بدید
فروشنده گفت: منظورتون نوشابه پرتقالی که نارنجی رنگه؟
گفتم: بله، منظورم همون بود. ببخشید
(ستاد مبارزه با فتنه پـ نـ پـ واحد فرهنگ‌سازی به جای حاضر جوابی)



رفتم دستتشویی هی دارم در میزنم! میگه هاااان، دستشویی داری؟ پـَـــ نــه پـَـــ خواستم بگم آخریم مهلت ثبت نام جشنواره حساب های قرض الحسنه بانک صادراته، جا نمونی! طرف اومد بیرون گفت خاک بر سرتون کنن که فقط بلدین از این چرت و پرتا بگین
(کمیته مبارزه با فتنه پـَـــ نــه پـَـــ , ستاد سیار مستقر در توالت عمومی)



تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل
(ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان)




طبقه بندی: ♥متن طـــــــنز♥، ♥جوک♥،

تاریخ : جمعه 7 بهمن 1390 | 12:04 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

چرایک دانشجونمی توانددرس بخواند؟(طنز)




سال ۳۶۵ روز است در حالی که:


ادامه مطلب

طبقه بندی: ♥متن طـــــــنز♥، ♥جوک♥،

تاریخ : جمعه 7 بهمن 1390 | 12:03 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

قانون معرفت میگه: باهام باشی باهاتم...... دیوونه بشی دیوونه میشم....... مریض بشی مریض میشم...... بمیری میمیرم..... تنهام بذاری ......منتظرت میمونم


اگه ده تا گل گرفتی دستت و رفتی جلوی اینه 11 تا گل قشنگ دیدی اصلا تعجب نکن این نشون میده هم کوری هم خنگی و هم دچار توهم شدی


اگه دیدی یه سوسك دمرو افتاده داره دست و پا میزنه ... نترس باهات كاری نداره فقط داره به قیافت میخنده


اگه خواستی یکی همیشه دوستت داشته باشه . . . اگه میخوای تنهات نذاره . . بهت وفادار بمونه . . . ازدواج نکن ............ سگ بخر


با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم


دعای شب یک كودك : خدایا ! خودت می دونی آب كم خوردم ، جیش هم كردم ، پس كمك كن صبح كتك نخورم آمییین


زنها دو وقت گریه می کنن : ?- وقتی فریب می خورن ! ?- وقتی می خوان فریب بدن


یه ضرب المثل چینی میگه: اگه از دوران مجردی لذت نمیبری ازدواج کن!! اون وقت حتما" از فکــــــــر کردن به دوران مجردی ات لذت میبری


یه روز یه گوسفنده رو میندازن پشت وانت که ببرنش کشتارگاه و گوسفنده تا خود کشتارگاه همش گریه میکرده. وقتی میرسن دم در کشتارگاه، ازش می‌پرسن چرا گریه میکنی؟ میگه آخه می‌خواستم جلو بشینم!!


تركه میره پمپ بنزین ، یارو میگه سوپر بزنم یا معمولی؟ تركه میگه : هیسسسسسسسسسسسسسسس خوانواده تو ماشین نشسته ، معمولی بزن


حاصاضرب توان در ادعا مقداری ثابت است . هرچه توان انسان كمتر باشد ، ادعای او بیشتر است و هرچه توان انسان بیشتر شود ، ادعایش كمتر می گرد


تفاوت دیدگاه سگ و گربه نسبت به انسان: سگ: اون به من غذا و آب می ده . برام جای خواب درست می کنه. باهام مهربونه و بازی می کنه . اون باید خدا باشه! گربه: اون به من غذا و آب می ده . برام جای خواب درست می کنه . باهام مهربونه و بازی می کنه . من باید خدا باشم!


ترکه میره دزدی، صاحب‌خونه پا میشه میگه کیه اون جا؟ ترکه میگه: هیشکی، گربه‌ست، بعععععع


نفرین ترکی:ارزو دارم خدا کنه ان شا الله به حق پنج تن الهی امین خدایا کاسه تقدیر اوردم و نجواگونه قاشق میزنم تا صبح.عطا کن قسمت من را تو بهروزی و به قدر ظرف من نه قدر تو چون معبودی. کریما روزیم را عاشقی فرما......


رشتیه میره خونه میره حموم میبینه یكی اونجاست:میگه تو كی هستی :میگه من غواصم :رشتیه میگه نمیدونم این ارتش چیكار میكنه دیروز هم یه خلبان رو كمد بود.!



ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد و آخرین کسی که منو فراموش میکند کیست؟


ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد و آخرین کسی که منو فراموش میکند کیست؟

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم
آخه آتیش کم داریم آتیش پاره


آخرین سخنرانی بوش:
ملتی که در چهارشنبه سوری یکدیگر را با ترقه پاره می کنند
اگه انرزی هسته ای بدست بیارن دنیا را پاره می کنند

ادامه مطلب

طبقه بندی: ♥متن طـــــــنز♥، ♥جوک♥،

تاریخ : چهارشنبه 5 بهمن 1390 | 05:53 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

 


این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم
سبزه را با یاد روی سبزه ات
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم هایت
سرکه با یاد ترشی مهربانیت
سیب با یاد تردیه گونه هایت
سکه با یاد درخشش قلبت
سیر با یاد تندی کلامت
با همه خوبی ها و بدی هایت ... دوستت دارم


فرخنده باد بر همگان مقدم بهار
نوروز , جاودانه ترین جشن روزگارسلام،


ببخشید این موقع شب بیدارت كردم.
.
.
.
.
.
.
.
.
خواستم یادآوری كنم: سال نو شده.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. كم‌كم باید از خواب زمستونی بیدار بشی




طبقه بندی: ♥متن طـــــــنز♥، ♥جوک♥،

تاریخ : شنبه 1 بهمن 1390 | 05:56 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

تركه و رشتیه میرن جهنم . رشیته می پرسه چه جوری مردی؟ تركه میگه از سرما تو چی ؟ میگه من از تعجب ! رفتم خونه دیدم زنم خوابیده همه جا رو گشتم ، توی اتاق ، زیر تخت ، توی انباری ، توی كمد ، خلاصه دیدم هیچ كس نیست از تعجب سكته كردم تركه گفت : خاك بر سرت اگه توی فریزر رو می گشتی نه من می مردم نه تو


فال حافظ، نیت کن!
...
...
...
...
به جهنم گر غمت پایان ندارد
به درک گر سرت سامان ندارد
بخندم من به این دنیای فانی
که ضایع تر از این امکان ندارد

حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی، یه کم عصبانیه! منظوری نداره!


هر زنی دو مرد را دوست دارد.
یکی ساخته تخیلات اوست، و دیگری هنوز به دنیا نیامده!


قصه ی عشق من و تو به قشنگی خیاله
من و تو ماهی و آبیم که جداییمون محاله


دل تو اولین روز بهار... دل من آخرین جمعه سال... و چه دورند و چه نزدیک به هم!


چند تا توله سگ برای باباشون تولد می گیرن روی کیک می نویسن: پدرسگ! تولدت مبارک!


می شود ای دوست آیا آن نگاهت را خرید ؟
یا برای آسمان ها روی ماهت را خرید؟
من دلم لبریز از آشوب و زنگار رو غم است
می شود آیینه وش یه لحظه آهت را خرید؟


اگه خرابی خرابتم
اگه مستی شرابتم
اگه هستی كنارتم
اگه نیستی به یادتم


اگر باغ نگاهم پر ز خار است ،‌ گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستانی ترین روزم بهار است.


عاشق آن نیست كه عشق تكه كلامش باشد. عاشق آن است كه وفاداری مرامش باشد.


زندگی درك همین امروز است . ظرف دیروز پر از بودن توست . شاید این خنده كه امروز دریغم كردی ، آخرین فرصت همراهی ماست.


رو ساحل سرخ دلت اسم كسی رو حك نكن
به اینكه من دوستت دارم حتی یه لحظه شك نكن...


پروانه نمی میرد تا گل به بغل دارد
این سینه نمی میرد تا عشق تورا دارد.


ای نگاهت رونق فردای من ، در تو معنا می شود دنیای من
ای كلامت بهترین اثبات عشق ،‌ با تو ماندن آرزوی رویای من


سیل دریا دیده هرگز بر نمی گردد به جوی
نیست ممکن هرکه عاشق شد دگر عاقل شود



ادامه جوک ها

طبقه بندی: ♥جوک♥، ♥متن طـــــــنز♥،

تاریخ : جمعه 30 دی 1390 | 02:03 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

غضنفر تو قسمت کامپیوتر استخدام می شه

در پایان روز اول ، رئیس ازش می پرسه :

خوب ، امروز چکار کردی ؟

غضنفر میگه : هیچی

کلیدهای کیبورد نامرتب بودن

به ترتیب الفبا مرتبشون کردم !!!

 

غضنفر یه پتو می خره که عکس دو تا پلنگ روش بوده

شب با تفنگ دولول میره زیر پتو !!!

 

معلم فلسفه یک صندلی می گذاره وسط کلاس

و به شاگردانش میگه : شما باید یک مقاله بنویسید

و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد !

یکی از شاگردان دو کلمه می نویسه و ورقه شو می ذاره رو میزش

و بعد از اینکه معلم ورقه ها را تصحیح می کنه اون بهترین نمره رو می گیره!

می دونید چی نوشته بوده ؟



نوشته بوده : کدوم صندلی ؟!!!

 

غضنفر یه رستوران باز می کنه

ولی هر روز ظهر خودش می رفته بیرون غذا می خورده

بهش میگن چرا همین جا غذا نمی خوری ؟

میگه : آخه نامرد خیلی گرون میده !!!

 

غضنفر می خواسته از همسایه شون نردبون قرض بگیره

با خودش فکر می کنه ، میگه : الان اگه برم بگم نردبونتون رو بدین

شاید همسایه بگه نردبون ما کوتاهه ، یا بگه نردبون ما شکسته ،

یا بگه نردبون رو به یکی دیگه قرض دادیم.

خلاصه می ره دم خونه همسایه در می زنه

همسایه میاد دم در میگه : بله بفرمایید…

غضنفر میگه : برو بابا شما هم با این نردبونتون !!!

 

زن اولی : این مردها واقعاً خیلی لجوج و یک دنده‌ هستند !

زن دومی : چی شده ؟

زن اولی :‌ مثلاً‌ این شوهر من ، دیروز درست چهار ساعت براش توضیح دادم

آخرش هم قبول نکرد که نکرد !

زن دومی : خوب چی رو داشتی براش توضیح می‌دادی ؟

زن اولی :‌ این که من آدم پر حرفی نیستم !!!

 

 


ادامه مطلب/چند تا جوک دیگه

طبقه بندی: ♥جوک♥،

تاریخ : پنجشنبه 22 دی 1390 | 03:52 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات
حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

سه نفر می خواستند چای لیپتون بخورن. اولی فنجان رو نگه می داره و لیپتون را تو فنجان تكان می ده، دومی لیپتون را نگه می داره و فنجان را تكان می ده، سومی لیپتون را به دور فنجان می ماله!

مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟
احمد: سه تا!
مادر: ببینم! مگر تو حساب کردن بلد نیستی؟
احمد: چرا مامان من بلدم، ولی جواد که بلد نیست!

احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟
مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.
احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند!

دوتا غضنفر تصمیم میگیرن فارسی صحبت كنن اولی میگه پاشو دومی نمیپاشم اولی جواب میده نگو نمیپاشم بگو پاشیده نمی شوم.

تركه ادعای پیغمبری میكنه . بهش میگن خوب كتابت كو ؟ میگه ، فعلا جزوه میگم بنویسید تا بعد ...!!!

یارو تلویزیون رو روشن میكنه كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3:قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. پا میشه تلویزیون رو میبوسه میذاره رو طاقچه!

یه تركه موبایل ّاسم نویسی میكنه!بعد میگه خدا كنه نوكیا در بیاد.




طبقه بندی: ♥جوک♥،

تاریخ : پنجشنبه 22 دی 1390 | 03:45 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • خوشنویسان
  • بازمانده
  • ضایعات