تبلیغات
دنیای مطالب طنز ...♬♪...☂ - مطالب ♥hani sorati♥
[http://www.aparat.com/v/9CHj0]


تاریخ : پنجشنبه 14 دی 1391 | 08:09 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات

حرکات دخترا در مواقع مختلف (آخر خنده)

وقتی که مهربونن ———- مثل یه خرگوش ملوس دوست داشتنین

وقتی که اعصبانی میشن ———- مثل دیونه ها میشن دیگه نمیشه رفت سمتشون

وقتی غر میزنن ——— مثل مگس میرن رو اعصابت

وقتی که ناز میکنن ———- مثل یه بچه نق نقو اعصابتو خورد میکنن

وقتی که دروغ میگن —— قیافشون شبیه سوسک میشه(نکته کنکوری)

وقتی ناراحت میشن ———- مثل یه گنجشک تیر خورده دلسوز میشن

وقتی خوشحال میشن ——– مثل کانگورو اینور اونور میپرن

وقتی جیغ میزنن ——— مثل یه سوزن که بهت میزنن از جا میپری

وقتی که بترسن ——— مثل موش سریع یه جا قایم میشن

وقتی خجالت بکشن ——- مثل لبو قرمز میشن

وقتی که حرف میزنن ——– مثل رادیو خراب باید بزنی تو سرش تا قطع شه

وقتی که گریه میکنن ——- مثل بچه های شیش ماهه حتما باید نازش کنی تا آروم شه



تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391 | 01:44 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
دوستی تعریف میکرد که صبح یک زمستان سرد که برف سنگینی هم آمده بود مجبور شدم به بروجرد بروم...
هوا هنوز روشن نشده بود که به پل خرم آباد رسیدم... وسط پل به ناگاه به موتوری که چراغ موتورش هم روشن نبود برخوردم....... به سمت راست گرفتم ، موتوری هم به راست پیچید... چپ، موتوری هم چپ... خلاصه موتوری لیز خورد و به حفاظ پل خورد و خودش از روی موتور پرت شد تو رودخونه...
وحشت زده و ترسیده، ماشین رو نگه داشتم و با سرعت رفتم پایین ببینم چه بر سرش اومد ، دیدم گردن بیچاره ۱۸۰ درجه پیچیده... با محاسبات ساده پزشکی، با خودم گفتم  حتما زنده نمونده ...
مایوس و ناراحت، دستم را گذاشتم رو سرم و از گرفتاری پیش آماده اندوهگین بودم... در همین حال زیر چشمی هم نیگاش میکردم،...
باحیرت دیدم چشماش را باز کرد ... گفتم این حقیقت نداره... رو کردم بهش و گفتم سالمی...؟
با عصبانیت گفت: " په چونه مثل  یابو رانندگی موکونی...؟ "
با خودم گفتم این دلنشین ترین فحشی بود که شنیده بودم... گفتم آقا تورو خدا تکون نخور چون گردنت پیچیده....
یک دفه بلند شد گفت: شی پیچیده ؟ شی موی تو ؟ هوا سرد بید کاپشنمه از جلو پوشیدم سینم سرما نخوره  .... !!!


تاریخ : جمعه 10 شهریور 1391 | 12:17 ق.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
ترول ایرانی

تاریخ : جمعه 3 شهریور 1391 | 01:23 ق.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
ترول ایرانی

تاریخ : جمعه 3 شهریور 1391 | 01:23 ق.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
ترول ایرانی

تاریخ : جمعه 3 شهریور 1391 | 01:22 ق.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
http://javanpatogh.com/wp-content/uploads/2012/06/599307_397002937002115_1227094980_n.jpg

تاریخ : جمعه 3 شهریور 1391 | 01:19 ق.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
مقایسه دختر و پسر درطرز استفاده از عابر بانک
.
.
پسرها:

۱- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.

۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن.

۳- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.

۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن.
.
.

دخترها:


۱- با ماشین میرن دم بانک.

۲- به خودشون عطر میزنن.

۳- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.

۴- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.

۵- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.

۶- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.

۷- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.

۸- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.

۹- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.

۱۰- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.

۱۱- کارت رو وارد دستگاه میکنن.

۱۲- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.

۱۳- کد رمز رو وارد میکنن.

۱۴- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.

۱۵- کنسل میکنن.

۱۶- دوباره کد رمز رو میزنن.

۱۷- کنسل میکنن.

۱۸- مبلغ درخواستی رو میزنن.

۱۹- دستگاه ارور (خطا) میده.

۲۰- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.

۲۱- دستگاه ارور (خطا) میده.

۲۲- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.

۲۳- پول رو میگیرن.

۲۴- برمیگردن به ماشین.

۲۵- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.

۲۶- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.

۲۷- استارت میزنن.

۲۸- پنجاه متر میرن جلو.

۲۹- ماشین رو نگه میدارن.

۳۰- دوباره برمیگردن جلوی بانک.

۳۱- از ماشین پیاده میشن.

۳۲- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی*ذاره برای آدم)

۳۳- سوار ماشین میشن.

۳۴- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.

۳۵- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.

۳۶- میندازن توی خیابون اشتباه.

۳۷- برمیگردن.

۳۸- میندازن توی خیابون درست.

۳۹- پنج کیلومتر میرن جلو.

۴۰- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره)


تاریخ : شنبه 7 مرداد 1391 | 05:10 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
کلمات آخر عمر :

آخرین کلمات یک خبرنگار : بله، سیل داره به طرفمون میاد…

آخرین کلمات یک خلبان : ببینم چرخها باز شدند یا نه؟

آخرین کلمات یک داور فوتبال : نخیر آفساید نبود!

آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی…

آخرین کلمات یک دوچرخهسوار : نخیر حق تقدم با منه!

آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرندهام!

آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل : برو سمت راست راه بازه…

آخرین کلمات یک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟.

آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره…

آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم…

آخرین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…

آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همهاش سه نفرند…

آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی : مکانیک یادش رفته ترمز رو درست کنه!

آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی : قضیه روشنه، قاتل شما هستید!

آخرین کلمات یک کامپیوتر : هارددیسک پاک شده است…

آخرین کلمات یک کوهنورد : سر طناب رو محکم بگیری ها…

آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری…

آخرین کلمات یک گیتاریست : یه خرده ولوم بده…

آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟

آخرین کلمات یک مادر : بالأخره سیدیهات رو مرتب کردم…

آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بیخطره…

آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر : معلومه که ازش بکآپ گرفتم!

آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!

آخرین کلمات یک ملوان : من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟

آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره…

آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیهام صحیح نبود.بیماریتون لاعلاجه…

آخرین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟

آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران : باب میلتون بود؟

آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد…

آخرین کلمات یک خونآشام : نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
__________________


تاریخ : شنبه 7 مرداد 1391 | 05:08 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
از وقتی که شماره شو به بلَک لیست گوشیم انتقال دادم چند ماهی میگذره... شیش هفت تا اس داده بود که چند هفته بعد خوندمشون. اون موقع از دستش عاصی بودم. واقعاً اذیت میکرد.
یه شب با یه شماره دیگه اس داد برا همین نرفت تو بلک لیستم. نوشته بودکه اگه میخوای دیگه اس ندم بهت، یه چیزی بگو. بدون معطلی جواب دادم و همون چیزی رو که میخواست براش فرستادم چون واقعاً دیگه نمیخواستم اس.ام.اساشو ببینم.
دیگه اس نداد
نمیدونم اصلاً چی شد که اینطور شد. دیگه سراغمو نگرفت.
انگار نه انگار که من "هستم".
به هرحال اعتراف میکنم که خیلی دلم برای اس.ام.اس هاش تنگ شده.
.
.
اگه الان اینارو میخونی، ازت میخوام که یه شانس دیگه بهم بدی. قول میدم بچه ی خوبی بشم !
هم تو مسابقه ها شرکت کنم، هم آهنگ پـیشواز داغ هفته رو انتخاب کنم و حتی با شارژ 168650ریال، برنده 100 تومن اعتبار هدیه داخل شبکه شم ..!

ایرانسل دوسِت دارم ..!


تاریخ : شنبه 7 مرداد 1391 | 05:06 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
سلام بر تو میدونم صدامو شناختی پس خودمو معرفی نمی کنم .
شایدم نشناسی منم غضنفر آه ای عشق من چند روز که دلم برات گرفته و گلبم مثل یک ساعت دیزاری هر دقیقه شصت لیتر اب را تقسیم بر مجذور مربع میکنه.
امروز یاد ان روزی افتادم که تو مرا دیدی و یک دل نه صد دل مرا عاشق خودت کردی یادت میاید؟
خیلی خنجی خودم میگم ازن روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه لبو کوفت میکردم با بربری.ناگهان پدرت با جفتک از خانه بیرونت انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم و تو خیلی ناراحت شدی ولی با عشق و علاگه به طرف من امدی خیلی محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی ان لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی عاشقت شدم.
از ان روز به بعد من هر روز زیر درخت گیلاس میایستادم تا تو را ببینم ولی هیچوقت ندیدم اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی بعد فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه امده بودم یک گاب عکس خالی روی میز گذاشتم و داخل ان نوشتم عشقم هر وقت ان را میبینم به تو فکر میکنم و تصویر تو را به ذهن میاورم همین دیروز داداشم داشت به گاب نگاه میکرد دو تا زدم تو سرش و بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی ؟
راستی این شمار هایی که بهم دادی خیلی به دردم خورد هر روز زنگ میزنم و باهات دردودل میکنم و تو هم هی میگی مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی باشد من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!!منظورت اینه که تو هم به من عشق میوررزی مجه نه !؟ یه چیزی بهت میگم ولی ناراحت نشی گوساله! این چه وضع ابراز عشقه؟
ناراحت شدی؟خاک تو سر بی جنبت! اخه ادم انقد بی جنبه؟؟ چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه فچر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی جیر کردم گلو دادم بهش اونم لبخند ملیحی از ته دل و رودش به من زد. درسته دختره از تو خیلی خوشگل تر بود ولی چکار کنم که بیخ ریش خودمی راستی من عاشق قورمه سبزیم (البته بعد از تو) اگه خواستی برام درست کنی حواست باشه بی نمک بشه بسوزه بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از من خوردی یا از خر!
خلاصه اینکه بی قراری نکن یه شعر هم برات گفتم خوشت اومد اومد نیومد به درک

بی تو مهتاب شبی باز از کوچه گذشتم
فکر نکن یاد تو بودم داشتم اونجا ول میگشتم


تاریخ : شنبه 7 مرداد 1391 | 05:02 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات

خدایا به خانوم های فقیری که لباس برای پوشیدن ندارن و عکسشون تو کامپیوتر باباسب لباس بده !!!!!!!!!!



تاریخ : شنبه 7 مرداد 1391 | 04:57 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
نگاه یک مرد به افراد خانواده همسر خود!! (آخر خنده
داماد خانواده : موجودیست بسیار مظلوم، قبل از دامادی منت بسیار کشیده، بسیار
 گردن کج کرده تا سر انجام بععععععععععله را گرفته، اما همواره انگ به غلامی پذیرفته شدن را به همراه داشته و خانواده عروس او را به عنوان عضوی تحمیلی دانسته و به رسمیت نمی شناسند.

پدر زن : موجودیست از جنس داماد، اما آبش با داماد در یک جوی نرفته و همواره به داماد به چشم دزد ناموس نگاه می کند که دختر دردانه اش را از چنگ بابا درآورده...

برادر زن : موجودیست دو رو از جنس داماد، غالباً سیاست یک بام و دو هوا را دارد، برای داماد از جنس پدرزن بوده و در جایی دیگر خود داماد است و به مشقات دامادی گرفتار.

خواهر زن : از او به عنوان نان زیر کباب هم یاد شده، نقشی دوگانه دارد، گاه مرهم درد است و گاه سوهان روح.

باجناق : همسر خواهر زن را گویند، موجودیست منافق و رقیبی سرسرخت و ملاکی برای سنجش و قیاس، اعمال و رفتارش همواره بر زندگی شما سایه افکنده و بر روی اعصابتان پارازیتهایی با طول موج متوسط ارسال میکند. آهنگ تغییر در زندگی شما تابعیست جبری از تغییرات زندگی او، که بر اساس میزان و کیفیت تغییرات مورد سنجش قرار میگیرید.

و اما
مادر زن : وزیر جنگ، مسئول براندازی نرم، حاکم خانوادهی همسر، مخرج مشترک نظر اعضای خانوادهی همسر که از نفوذی ویژه برخوردار بوده و اگر با سیاست دم او را ببینید همهی مشکلات سهل میشوند و در غیر این صورت زندگی به کامتان تلخ گشته و به این نتیجه خواهید رسید که ازدواج بزرگترین اشتباه یک مرد است !

و سر انجام
عروس خانواده : موجودیست لطیف و دوست داشتنی که به ناز و کرشمه شهرهی آفاق است، لباسی سپید در بر کرده و به سان فرشتهها میماند، بدی در او جایی ندارد و هر چه بدیست از اعضای خانوادهی اوست، سلاحی مرگبار دارد که مهریه نامند و به ارادهای داماد را از گیتی ساقط کرده و روزگارش سیاه کند


تاریخ : شنبه 7 مرداد 1391 | 04:56 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات

دخترا

دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه خاطرش اینه که: من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار «پرو» لباس داره…

ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!

بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد… حالا متناسب رنگ لباس، آرایش صورتش رو تعیین می کنه… اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش کم داره رو تهیه می کنه… حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه…

البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامش حفظ بکنه…

یه رژیمی هم برای پوست اش می گیره…! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم!

ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی (اینا دستور غذا نیستا!) گرفته تا لیموترش

خوب، روز موعد فرا می رسه!

ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه (انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم… بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون… (البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره… که تا ساعت 11 در حمام تشریف دره!)

بعد از ناهار…!

لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعدازظهر

 
ادامه مطلب


ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 7 مرداد 1391 | 04:49 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات

....................
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند
.....................
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است
........................

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم
......................
کارت شناساییم با دو قطعه عکس مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد
...........................
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند
....................
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست
.....................
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید
.................................
کسانی که زیر تابوت مرا می گیرند، باید هم قد باشند
.......................
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بیکار ندهید
.............................
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد
...........................
کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند
......................
بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم رو بزارید
.......................
در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند
..................................
از اینکه نمی توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم و خواهش میکنم پشت سرم حرف در نیارید
.........................
التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید تا جلوی آدمهای که تازه به دوران رسیده کم نیاریم
..........................
به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم
...............................
چون تمام آرزوهایم را به گور می برم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای آنها هم باشد




تاریخ : شنبه 7 مرداد 1391 | 04:44 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
خرج عروسی رو که ما پسرا میدیم اونوقت میگن عروسی !
خونه ام که ما پسرا میگیریم میشه خونه ی عروس !
از اون بدتر جونت درمیره کار میکنی یه ماشین میخری اونم میشه ماشین عروس !
دیگه بدتر ۴روز دیگه بچه خواهرت به مامانش میگه مامان مامان بریم خونه زن دایی اینا !
اون وقت دخترا میگن حقشون ضایع شده …


تاریخ : شنبه 7 مرداد 1391 | 01:48 ق.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات

وبلاگ یک دختر
 
 
وااااااااااااااااای امروز تفلدمه
تفلد تفلد تفلدم مبارک

25655555544884تا کامنت
-تولدت مبارک خانومی
.
.
.
-شما از طرف بلاگفا بهتربن وبلاگ نویس معرفی شدید


وبلاگ یک پسر

آرزو می کنم روزی برسه که همه انسان ها بتوانند با هر عقیده رنگ و قومیتی در کنار هم آزادانه زندگی کنند

1 کامنت
-حرف مفت نزن

(تازه همون یه نفر هم آدرس وبلاگ خودشو گذاشته)




تاریخ : شنبه 7 مرداد 1391 | 01:30 ق.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات
کادو : برادر دوم

کاسه : برادر سوم

کافور : برادر چهارم

کامیون : برادر وسطی

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست

باکتری : پ ن پ با قوری

بیگلی بیگلی:پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی big lee‌

۱,۲,۴,۵,۶,… : کوسه

فیله گوساله : فیل نفهم، فحش رایج بین فیل ها

بی‌ کربنات : یکی‌ از فحشهای رایج میان شیمیدانان

وایمکس : درنگ چرا ؟!

البرز: عربها به « پرز » گویند !

غیرتی : هر نوع نوشیدنی به جز چای !

اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن !

نیکوتین : نوجوانی خوش سیرت !

کاشمری : در آرزوی ازدواج !

ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ : ( ﻓﯿﻞ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ) ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﻓﯿﻠﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ !



تاریخ : شنبه 7 مرداد 1391 | 01:17 ق.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • خوشنویسان
  • بازمانده
  • ضایعات