تبلیغات
دنیای مطالب طنز ...♬♪...☂

سلام بروبچ من ســــــــــــــــــــــــمام

هدفم خنـــــــــــــــــــــــــــدوندن شماست

برای حمایــــــــــــــــت از ما کد بنرمون رو در وبتــــون قرار بدین 

نظر یادتــــــــــــــون نره ها

هیلی دوســــــــــــــــــتون دارم

اینم کد بنر :

  امیدوارم از مطالب خوشتون بیاد 

 



تاریخ : سه شنبه 6 دی 1390 | 08:14 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات
تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394 | 07:15 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات
ﮊﺍﭘﻨﯿﻪ برای تست انعکاس صدا ﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ:
ﭘﯿﮋﺍﻧﻠﯿﻮﮐﺎﺭﯾﭙﻨﺪﻭﺍ ﺍﻭﮐﻮﻣﯿﻨﺪﺭﯾﻪ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﮐﻮﻫﻪ ﻣﯿﮕﻪ بمیرى الهى، ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻮ !!!!!!!

****************

میگن تو بهشت

یه ظرف بزرگ سیب زمینی سرخ کرده میزارن جلوت

هربار که بر میداری

یه فرشته دستتو ناز میکنه میگه

زیاد درست کردم، واسه خورشت هم نیس

با خیااااااااااال راحت بخور 

****************

تعدادی استاد دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اونا رو توی یک هواپیما

نشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که:

این هواپیما ساخت دانشجوهای شما ست ..!

وقتی اساتید این خبرو شنیدن همه از دم اقدام به فرار کردن!

همه رفتن به سمت در خروجی جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود ..!

پرسیدن : چرا نشستی؟ نگو که نمی ترسی

استاد با خونسردی گفت :

اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای من باشه عمرا اگه روشن بشه 

****************

مراحل خوابیدن
۱.خارج شدن از تلگرام
۲.خاموش کردن لامپ
۳.رفتن به دستشویی و مسواک زدن
۴.رفتن به تخت
۵.باز کردن تلگرام
۶.خروج از تلگرام
۷.ورود به لاین
۸.خروج از لاین
۹.رفتن به دستشویی
۱۰.رفتن به تخت
۱۱.ورود به تلگرام
...
...
...
...
۹۹۸.بدبخت شدم! صبح شد 

****************

دختره سر کلاس گوزید
هول شد گفت:
ساعت چنده؟!!!




یه پسره دیوث از ته کلاس گفت:
شما مگه برای ساعت چند کوک کرده بودید....... 

***************

امروز دوستم میگف شبا برا اینكه موقع بازوبسته كردن دره دستشویی صدا ایجاد نشه درو نمی بندم!!!
لامپم روشن نمیکنم
















دیشب نصف شب رفتم دستشویی غرق در فكرو اندیشه بودم كه یهو بابام اومد...

سرپایی شاشید رو منو رفت
میفهمیییی 

****************

با،بابام رفتیم پالتو بخریم دونه دونه رنگاش وطرح هایی که بود رو پوشیدم میام جلوش یه چیزی میگه



مشکی:مگه بابات مرده!!!


سفید:مگه عروسی؟؟


نارنجی:رفتگرشهرداری………!!!!!


صورتی:خرس گنده خجالت نمیکشی مگه بچه ای……!!!؟


قرمز:شنل قرمزی،شمر!!؟؟؟؟؟


خاکستری:مگه فیلی؟؟!!!؟؟


راه راه مشکی سفید:شبیه گورخرمیشی!!!!


سفید لکه های دایره ای مشکی:مگه گاوی!!؟؟


سفید آستین های مشکی:فتوکپی پنگوئن شدی……!!

دور گردنش خز داشت:چقدر شبیه شترمرغ بودی من نمیدونستم؟؟!!؟؟


ساده ی کوتاه:همینم مونده دخترم کوتاه بپوشه………


ساده ی بلند:شبیه جادوگر شهر اُز شدى……!!

اومدیم خونه میگه سلیقه ام نداری اینهمه پالتو هیچکدوم رونخریدی……!!!!!!

*****************

آیا میدانستید اگر روده انسان پیچ در پیچ نبود باده معده در سر این پیچ ها سرعتش گرفته نمیشد چه اتفاقی می افتد؟باد معده با سرعتی نزدیک به 160 کیلومتر در ثانیه خارج میشد یعنی در هنگام گوزیدن 76 متر به جلو پرتاب میشدید


.
.
.
نخند مطلب علمیه

***************

هر روز صبح عكس شکیرا رو میذارم روبروم میگم از امروز هیچ چی نمیخورم تا این هیکلی بشم !!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
لامصب میز غذا رو كه میبینم میگم مگه هایده چشه؟
به این خوشگلی و جذابی 

***************

علت طولانی بودن صحبت خانم ها



حنانه رو میشناسی خواهر فاطمه دختر خاله نوره که میشه زن پدر شوهر مریم دختر نسرین خواهر محمد پسر اشرف همسایه سپیده دختر منیره !!

نه نمیشناسمش...!!

ای بابا حنانه که دیدیمش تو عروسی ندی دختر محمد که باباش میشه دایی منیره و خواهرش پسر عمشونو گرفته مادربزرگش و مادربزگ ساره دختر کلثوم میشن دختر خاله

اهاااا چش شده ؟؟

لاغر شده 

***************

بابایی دست و پاش شکست.
پرسیدم: چرا دست و پات شکست؟
گفت: شیر خوردم.

گفتم: شیر بخوری که نباید دست و پات بشکنه!
گفت: آخه وسط شیر خوردنم گاوه نشست. 

***************

تا حالا دقت کردین بعد از ی دعوای مفصل خانوادگی همه زل میزنن ب تلوزیون خاموش؟ 

***************

امروز زلزله شد دختر همسایه با زیر شلواری را را ابی بدون ارایش پرید بیرون


بس که خندیدم تشنج کردم الانم بیمارستانم دکتر میگه ی لبخند کوچولو بزنی میمیری

برام دعا کنین

**************

 وقتی داری به آینده ات فکر میکنی.......
.
.
.
.

یکمم به اونی که پشت در دستشویى داره زمینو چنگ میزنه فکر کن 

**************

من نمیفهمم چرا


.
.



.
همیشه دخترای
اون ور خیابون خوشگل تر از اینورن!!!!!!
لامصب آخرش ماشین له مون میکنه ازبس این ور اون ور میریم

***************

زنی از خدا گلایه کرد که چرا دیه زنها کمتر از مردهاست.؟؟؟
مگر زنها چه گناهی دارن؟









ندا آمد بیچاره من طرفدار شما هستم.
اگر تو بمیری، ۶۰ میلیون به شوهرت میرسه. ولی اگه اون بمیره ۱۲۰ میلیون به تو میرسه میتونی کلی خرید کنی....

من الان قشنگ قانع شدم!
شمارو نمیدونم 

***************

رﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻗﺼﺎﺑﯽ ، ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺷﻠﻮﻍ ﺑﻮﺩ …
ﻗﺼﺎﺑﻪ ، ﮔﻮﺷﺖ ﻫﺮ ﮐﯽ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﺪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ
ﺻﺪﺍﺵ ﻣﯿﺰﺩ
ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ ﮐﯽ ﺑﻮﺩ ؟
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﯿﺎ ﺟﻠﻮ !!!!!
ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﻡ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ ؟؟؟
ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ﮔﺎﻭﻡ !!!
ﺩﯾﻮﻧﻪ خونه بود

 تقدیم به شما :)

البته میدونم که خیلی آپ نمیکنم ولی اینکه شما بخونین و یکم بخندین خوشحالم میکنه :)



طبقه بندی: ♥جوک♥،

تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394 | 06:01 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات
 
جدیدترین عکس های خنده دار و طنز

 

جدیدترین عکس های خنده دار و طنز

جدیدترین عکس های خنده دار و طنز

جدیدترین عکس های خنده دار و طنز

جدیدترین عکس های خنده دار و طنز

جدیدترین عکس های خنده دار و طنز

جدیدترین عکس های خنده دار و طنز

جدیدترین عکس های خنده دار و طنز

جدیدترین عکس های خنده دار و طنز

 

بعد از مدت ها یادی از وبم کردم 




طبقه بندی: ♥عکــــــــــس♥، ♥طنز تصویری♥،

تاریخ : پنجشنبه 20 فروردین 1394 | 02:20 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات
تاریخ : شنبه 5 مرداد 1392 | 01:02 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات
زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد
پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد
سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن
زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد. سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد
سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم
و آن زن گفت :کمی صبر کن
نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!
شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت
همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.
و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد!!



طبقه بندی: ♥متن طـــــــنز♥،

تاریخ : دوشنبه 17 تیر 1392 | 04:14 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

در خوابگاه‌های پسران کارهایی انجام می‌شود که حتی به عقل جن هم نمیرسد!

این هم یك نمونه از اقدامات این دانشجویان خوشفكر كه برای عبرت گرفتن سایر موش‌های موزی در یكی از این خوابگا‌ها انجام شده است:

در خوابگاه‌های پسران چه کارهایی که انجام نمیشه (+عکس)




طبقه بندی: ♥مطالـــــــب دختر پسری♥، ♥عکــــــــــس♥، ♥متن طـــــــنز♥،

تاریخ : دوشنبه 17 تیر 1392 | 04:14 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات
عکس های طنز


طبقه بندی: ♥عکــــــــــس♥،

تاریخ : دوشنبه 17 تیر 1392 | 04:12 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

عکس های طنز 




طبقه بندی: ♥عکــــــــــس♥،

تاریخ : دوشنبه 17 تیر 1392 | 04:07 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

ســـلام دوســـتآے گلـــــم!!

خوبـــــــــید! میـــخوآستــــم یه سآیتی رو برآے علآقـــه منـــدآن

گــــــل و گــیآه معـــرفے کنــــــم!

آها...! در ضـــمن شما میتــــونید با قیـــمت منآســــب

بعـــضی بذر ها و پیاز گل ها رو  ســـفارش بدید!

.

.

فقط

باید اعتــــــماد کنید!

من که این سایت رو تضمــــین می کنـــم واستون!

.

.

از دست ندین هــــآ!

..........................

آدرس:

http://azergol.mihanblog.com/

.....................................

از دســــــت ندید!

همـــــــــــین الان یه سر بزنید!




طبقه بندی: ♥متن طـــــــنز♥،

تاریخ : چهارشنبه 12 تیر 1392 | 06:46 ب.ظ | نویسنده : MiSs SaMane | نظرات

سلام علیکم دوستان

مرسی در این مدتی که نبودم هم مارو اسکورت کردید و نظر دادید

تو این مدت مشغول درس و مدرسه بودم

ولی خب الان اومدم آپ کنم

لطفا منو سنگسار نکنید دوستان

از این به بعد بازم آپ خواهم کرد

شما هم نظر یادتون نره

باشهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه ؟؟؟؟؟؟



تاریخ : سه شنبه 11 تیر 1392 | 01:28 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات
همین الان دوس دخدرم اس داد : حالم گرفتس دارم خفه میشم ...


جواب دادم : لوله بخاری خونتونو چک کن که داغ باشه ...


از باز بودن مسیر لوله از پشت بوم اطمینان حاصل کن .. .


اگه احساس سرگیجه کردی پنجره ها رو باز کن زنگ بزن 125


جواب داد: خعلی بی احساسی عوضی کثافط دیگه به من اس ندی !!!


عاخه من مگه چی گفتم ???....اصن با ملت نمیشه دو کلوم علمی حرفید باید بزاری


دچار مرگ شیرین بشن با گاز co تا حالیشون بشه ...واااااااالا

 

منبع:photoraf1.mihanblog.com




طبقه بندی: ♥مطالـــــــب دختر پسری♥، ♥متن طـــــــنز♥،

تاریخ : چهارشنبه 5 تیر 1392 | 12:59 ب.ظ | نویسنده : MiSs SaMane | نظرات

مامان مهربانم، آهنگ صدایت، زیباترین ترانه زندگی‌ام، نفس هایت، تنها بهانه نفس كشیدنم

و وجودت تنها دلیل زنده بودنم شد. روزت مبارك.

 


برچسب ها: روز مادر،

تاریخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 | 03:10 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرت چیه ؟؟
[http://www.aparat.com/v/9CHj0]


تاریخ : پنجشنبه 14 دی 1391 | 08:09 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات

سلام بچه ها خوبین!

من سمانه ام یکی از نویسنده های این وبلاگ!

اگه خواستین!

بعضی وقتا به وبلاگ منم سر بزنید× خوشحال میشم

مطال وبم هم

خخخخخخخخخخخخخیلی باحال و خنده دارن!

منتظرتون هستم !

راااااااااستی اومدین نظر یادتون نره ها !

قربون همتون ! بوووووووووووووووووووووووووووووس!

اینم آدرسش:

http://photoraf1.mihanblog.com/



تاریخ : جمعه 3 آذر 1391 | 06:48 ب.ظ | نویسنده : MiSs SaMane | چت روم
تاریخ : یکشنبه 21 آبان 1391 | 05:48 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

دیروز مامانم گفت یه خوابی دیدم وای وای . گفتم چه خوابی؟ گفت خواب دیدم تو رفتی دم در بالکن یه کاری انجام بدی یادم نیس چه کاری یه دفه یه روح تو رو گرفت میخواست بکشه از بالکن پرتت کنه پایین . گفتم خوب ؟ گفت هیچی دیگه منم رفتم بیرون درم پشت سرم بستم . گفتم خوب یعنی وایسادی پشت در تا منو ببره !!؟ گفت نه دیگه رفتم کمک بیارم گفتم خوب فداکاریت منو کشته!!!





طبقه بندی: ♥متن طـــــــنز♥،

تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1391 | 05:39 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

غضنفر در گوش راننده پچ پچ میکرده.میگن چی میگه؟
راننده میگه:بابا دیونم کرده میگه چپ کن بخندیم!
.
.
.
چیز چیست ؟
کلمه ایست شگفت انگیز در زبان فارسی که میتواند جایگزین تمـــام کلمات دیگر شود ؛
زمانی که طرف کم می آورد از آن کلمه در جمله اش استفاده میکند ؛
به مثال های زیر توجه کنید :
چیز اینو کجا گذاشتی ؟
خواستم خدایی نکرده یه وخ چیز نشه …
برو پیش فلانی چیز کن !
.
.
.
بدون زشتی، زیبایی معنی نداره
بدون نفهمی، فرزانگی معنی نداره
میبینی؟ دنیا به تو احتیاج داره !

.

.

.

پلیسه به یارو میگه :

گواهینامه داری؟

میگه :

بزار داشبورد رو ببینم شانس بیاری که داشته باشم ، کارت راه بیفته !

.

.

.


ادامه مطلب

طبقه بندی: ♥جوک♥،

تاریخ : یکشنبه 14 آبان 1391 | 05:28 ب.ظ | نویسنده : ✿SaMa✿ | نظرات

حرکات دخترا در مواقع مختلف (آخر خنده)

وقتی که مهربونن ———- مثل یه خرگوش ملوس دوست داشتنین

وقتی که اعصبانی میشن ———- مثل دیونه ها میشن دیگه نمیشه رفت سمتشون

وقتی غر میزنن ——— مثل مگس میرن رو اعصابت

وقتی که ناز میکنن ———- مثل یه بچه نق نقو اعصابتو خورد میکنن

وقتی که دروغ میگن —— قیافشون شبیه سوسک میشه(نکته کنکوری)

وقتی ناراحت میشن ———- مثل یه گنجشک تیر خورده دلسوز میشن

وقتی خوشحال میشن ——– مثل کانگورو اینور اونور میپرن

وقتی جیغ میزنن ——— مثل یه سوزن که بهت میزنن از جا میپری

وقتی که بترسن ——— مثل موش سریع یه جا قایم میشن

وقتی خجالت بکشن ——- مثل لبو قرمز میشن

وقتی که حرف میزنن ——– مثل رادیو خراب باید بزنی تو سرش تا قطع شه

وقتی که گریه میکنن ——- مثل بچه های شیش ماهه حتما باید نازش کنی تا آروم شه



تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391 | 01:44 ب.ظ | نویسنده : ♥hani sorati♥ | نظرات

تعداد کل صفحات : 24 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • خوشنویسان
  • بازمانده
  • ضایعات